رشيد الدين فضل الله همدانى

مقدمه 6

اسئله و اجوبه رشيدى ( فارسى )

قوم وحشى غالب اندر بلاد معمورهء ايران از بخارا و خوارزم و هرات تا نيشابور و قزوين و اصفهان و غيره خشتى بر خشت استوار نماند ، دگرباره بدان بازگرداند و بدترين مهاجمان ستمكاره همهء تاريخ ايران را با فرهنگ و تمدن ريشه‌دار ملّت آشنا كند . آنچه كه مخالفان خواجه بدان تمسّك جسته‌اند و شوائب دينى و مال‌دوستى و حبّ جاه و نظائر آنها را من باب كسر شوكت انسانى و اخلاقى وى مذكور داشته‌اند در مقايسه با علائق صافى مذهبى و ابواب البرّ و خيرات لا تعد و لا تحصى انسانى و نيز شيوهء اصولى كشوردارى آن گزيده مرد ناچيز است و جز غرض‌ورزى نيست . چه او نشان داد كه بيش و پيش از هر چيز در انديشهء رفاه آحاد ناس و كاستن از بار فاقهء چنان حاكميت بيدادگرانه است . خواجه در شرايطى هم كه شعوذه و نيرنگ و تلبيس و تدليس سراسر ايران را فرا گرفته بود و توطئه‌ها و دو برهم‌زنيها و شيطنت‌ها كالاى پسنديدهء روز و باب طبع سفلگان تلقى مىشد ، كارى جز آن نمىتوانست كرد كه فرزندان متعدد و يا افراد معتمد خود را در رأس امور مهمّ بگمارد و با اطمينان به حرف‌شنوى و فرمان‌پذيرى آنان ، مهمات ملك وسيع ايران را رتق و فتق كند . خدمات عمرانى و رفاهى و بهداشتى خواجه به كلّ جامعهء بزرگ ايرانى آن روز چنان است كه هنوز هم در روزگار به ظاهر بسيار پيشرفته‌ترى كه در آن زندگى مىكنيم تازگى و طراوت و شاخصيت دارد و فى الجمله نشانه‌هائى از سبك و شيوهء تدبير و كاردانى و سياستمدارى يك ايرانى به غايت صيقل خورده و سرد و گرم روزگار چشيده را عرضه مىكند . اين كه به دانشجويان واقعى هزينه تحصيلى بدهند و به عالمان حقيقى ادرار و مستمرى كافى تقديم كنند ، اين كه هر استادى ناگزير باشد حاصل علم و تجربه خود را به عده‌اى بياموزد و فرهيختگان جامعه نيز به نوبت ملزم به دستگيرى دردمندان و بينوايان باشند . اين كه براى تداوم امور خير و خاصه از نوع علمى و دانشگاهى آن ، موقوفات و سرمايه‌گذارىهاى ثابتى ملحوظ شود كه دور از تجرّى ابناء روزگار پابرجا و ايستا باشد ، اين كه ارج علم فى نفسه دانسته شده باشد و در هر كجاى دنيا به جستجويش بپردازند ، اين كه قدر عالم را بدانند و بىاعتناء به رنگ پوست و مشرب او بر صدرش بنشانند ، اين كه در آن بحبوحه هرج و مرج ، كتابخانه‌اى بزرگ بنا كنند و شصت هزار نسخهء نفيس « در انواع علوم و تواريخ و اشعار و حكايات و امثال از ايران و توران و مصر و مغرب و روم و سين و هند » و يك هزار جلد مصاحف در آن گرد آورند ( سوانح ، ص 6 ) ،